در ان روزهای سیاه و راکد همچون روزگار ما که ملایان تیره دل اشکارا بر ماحکومت میکردند و یا پنهانی و همه راه های شادی و طرب را بسته بودند و ادمی از این همه وسایل سرگرم کننده امروزی محروم بود برای گریز از رنج دانستن و برای دمی اسوده گشتن از تنهایی که همیشه دغدغه اولین فرزانگان ما بود تنها و تنها میتوانست شرابی نوشد و درد خود را با دوستان یکرنگ قسمت کند و از تنها بودن در میان این همه مردمان در امان باشد .ببینید حافظ چه رنجی می کشیده است :
خواهم شدن به میکده گریان و دادخواه
کز دست غم خلاص من انجا مگر شود
یغمای جندقی هم تنها راه رهایی را به می پناه بردن دانسته:
بهار ار باده در ساغر نمی کردم چه می کردم
به ساغر گر دماغی تر نمی کردم چه می کردم
هوا تر می به ساغر من ملول از فکر هوشیاری
اگر اندیشه دیگر نمی کردم چه می کردم
چرا گویند در خم خرقه صوفی فرو بردی
به زهد الوده بودم گر نمی کردم چه می کردم
ز شیخ شهر جان بردم به تزویر مسلمانی
مدارا گر بر این کافر نمی کردم چه می کردم
یا عراقی با چه اطمینانی می سراید:
ز غم زمانه ما را برهان ز می زمانی
که نیافت جز به می کس ز غم زمان رهایی
و خیام می فرماید:
زان پیش که نام تو ز عالم برود
می خور که چو می به دل رسد غم ببرد
بگشای سر زلف بتی بند ز بند
زان پیش که بند بندت از هم برود
در این چند روز اخیر با کاریکاتوری که روزنامه ایران توسط مانا نیستانی انتشار داده که خود او هم یک ترک است به هم میهنان اذری مان اشکارا توهین شده است که جا دارد همه ایرانیان انرا محکوم کنیم. این رویدادی است مشکوک که در پشت ان رژیم می کوشد تا ابتدا در باره انرژی هسته ای به راهبردی تازه دست یابد و در پایان از خونریزی و اشوبی که براحتی پس از مدتی به ارامشی برسد و احمدی نژاد به سه استان ترک زبان مسافرت کند و نماد وحدت و همبستگی شود مرموزانه پیگیری می کند.
هم میهنان ! به نظر میرسد در ایران ازاد باید رژیمی فدرال روی کار اید تا همه حرمت ها و داشته های فرهنگی مردمان ما از گفتن تا نوشتن تا اداب و رسوم و حق تصمیم گیری در محدوده قومی خود در چارجوب ایرانی واحد حفظ شود.اخرین خبرها حاکی از کشته شدن بیش از ده نفر در شهرهای نقده و تبریز و ارومیه است.
|