روزی زمان از ان ما خواهد بود . روزی که زنجیرها گسسته شوند با اگاهی و شهامتی که در ما بیدار خواهد شد از امروز
از امروز
  
 
 
بهمن 1388
ش ی د س چ پ ج
          1 2
3 4 5 6 7 8 9
10 11 12 13 14 15 16
17 18 19 20 21 22 23
24 25 26 27 28 29 30
 
آرشیو

سریال کره ای ققنوس سریال کره ای ققنوس
نسخه کامل و دوبله فقط 8000 تومان
پخش شده از شبکه فارسی  1
آموزش دفاع شخصی !
مجموعه آموزش دیم ماک
در برابر خطرات از خود دفاع کنید
X
تبلیغات در بلاگ اسکای
 
13 بهمن 1388
صدای شکستن را دوست دارم

صدای شکستن را دوست دارم


 
7 آذر 1388
کجا بوده ام  و  به کجا رسیده ام؟

زمستان زودتر امده و من این خانه را باید گردروبی کنم و این هوای سرد را به آتش سپارم تا گرمی را میان ما باز بوجود بیاورد 

همه را دوست دارم انسان    حیوان  گیاه  اسمان  کوه   دریا  موسیقی   زیبایی و...

 چقدر بیگانه ام با آنهایی که با ابزارهای دیگران راه هایی رسیدن به آزادی و فردا و خدا را سد می کنند می نویسم 

 می گویم  

و می مانم 

 

گیرم درخت رنگ خزان گیرد  

تا ریشه هست ساقه نمی میرد

دیرگاهی نبوده ام اما... 

فرصتی بود تا به خوبی زندگی انسان و خدا را بازبینی کنم  

اگر در این بن بست ها راهی نیافتم جاده ای ترسیم کردم!... 

 


 
23 آذر 1387
کاش مجازات بدی داشت توی قانون بی وفایی

روزمرگی و غرق بودن در مشکلات زندگی و در این زمانه ای که ازادی سرکوب شده و خنده از ته دل ناممکن است و انتخاب یار و کار به سختی است میتوانیم دست کم با هم مهربان باشیم. 

این روزها ترانه خیلی سخته از لیلا فروهر و تقدیر از شادمهر مرا از مشکلات و ناراحتی هایم کمی دور می کنه... 

لینک دانلودhttp://afshinam.pochta.ru/flashcard/07_Khili%20Sakhte.mp3


 
26 خرداد 1387
تابستان در جهنم
مدتی این مثنوی تاخیر شد... مهلتی باید که تا خون شیر شد. ... 

با درود فراوان به یاران  وبا پوزش بسیار. دیر هنگامی است که نتوانستم بنویسم و این اینترنت سانسوری فریاد را در گلویم شکسته بود

اکنون دوباره اینجا منم با یک بغل ترانه  و با  یک اسمان ستاره...

دوباره تابستان آمده هرچند چند روزی به آمدن رسمیش هنوز مانده  اما گرمای کشنده هوا امدنش را هوار زده و گویی جهنم هم این گونه داغ نیست... 

روزگار غریبی است نازنین گرفتاری  اندوه   گرانی  و بیدادگری امان را بریده و این حاکمان شادی کش و فقرآفرین و گرسنگان نفت خوار همچنان قهقهه میزنند...روزگار غریبی ست نازنین شلیک شده ایم به ژرفنای تاریخ و روز و روزگار را از دست داده ایم ...

پرم از گفتن و گفتن و مینویسم در زمستان سرد بود که ایستایی در نوشتن پدید امد و اکنون در تابستان داغ ؛ داغ خواهم نوشت و بیم از فراموشی را فراموش می کنم ...دوستتان دارم ...


 
3 اسفند 1386
بر خطوط مهربان زیر چشم هایت

...و سرانجام خدا زن را افرید.
فرشته ای ظاهر شد و عرض کرد:چرا این همه وقت صرف این یکی می فرمایید ؟
خداوند پاسخ داد:دستور کار او را دیده ای ؟

او باید زیبا و محکم وخوشرفتار و شکیبا باشد 
بوسه ای داشته باشد که بتواند همه دردها را، از زانوی خراشیده گرفته تا
قلب شکسته، درمان کند.
فرشته سعی کرد جلوی خدا را بگیرد.
این همه کار برای یک او خیلی زیاد است.  
او می تواند هنگام بیماری، خودش را درمان کند، یک خانواده را با
یک قرص نان سیر کند و یک بچه پنج سال را وادار کند دوش بگیرد.

فرشته نزدیک شد و به زن دست زد.
اما ای خداوند، او را خیلی نرم آفریدی .
بله نرم است، اما او را سخت هم آفریده ام. تصورش را هم نمی توانی بکنی
که تا چه حد می تواند تحمل کند و زحمت بکشد .
فرشته پرسید:فکر هم می تواند بکند ؟
خداوند پاسخ داد:نه تنها فکر می کند، بلکه قوه استدلال و مذاکره هم دارد
.
آن گاه فرشته متوجه چیزی شد و به گونه زن دست زد.
ای وای، مثل اینکه این نمونه نشتی دارد. به شما گفتم که در این یکی
زیادی مواد مصرف کرده اید.
خداوند مخالفت کرد:آن که نشتی نیست، اشک است.
فرشته پرسید:اشک دیگر چیست ؟
خداوند گفت:اشک وسیله ای است برای ابراز شادی، اندوه، درد، نا امیدی،
تنهایی، سوگ و غرورش
شما نابغه اید ای خداوند، شما فکر همه چیز را کرده اید، چون زن ها
واقعا" حیرت انگیزند.
زن ها قدرتی دارند که مردان را متحیر می کنند.
همواره بچه ها را به دندان می کشند.
سختی ها را بهتر تحمل می کنند.
بار زندگی را به دوش می کشند،
ولی شادی، عشق و لذت به فضای خانه می پراکنند.
وقتی می خواهند جیغ بزنند، با لبخند می زنند.
وقتی می خواهند گریه کنند، آواز می خوانند.
وقتی خوشحالند گریه می کنند.
و وقتی عصبانی اند می خندند.
برای آنچه باور دارند می جنگند.
در مقابل بی عدالتی می ایستند.
وقتی مطمئن اند راه حل دیگری وجود دارد، نه نمی پذیرند
برای همراهی یک دوست مضطرب، با او به دکتر می روند.
بدون قید و شرط دوست می دارند.
وقتی بچه هایشان به موفقیتی دست پیدا می کنند گریه می کنند و و قتی
دوستانشان پاداش می گیرند، می خندند.
در مرگ یک دوست، دل شان می شکند.
در از دست دادن یکی از اعضای خانواده اندوهگین می شوند،
با اینحال وقتی می بینند همه از پا افتاده اند، قوی، پابرجا می مانند.
آنها می رانند، می پرند، راه می روند، می دوند که نشانتان بدهند چه قدر
برایشان مهم هستید.
زن ها در هر اندازه و رنگ و شکلی موجودند می دانند که بغل کردن و
بوسیدن می تواند هر دل شکسته ای را التیام بخشد
کار زن ها بیش از بچه به دنیا آوردن است، آنها شادی و امید به ارمغان
می آورند. آنها شفقت و فکر نو می بخشند
زن ها چیزهای زیادی برای گفتن و برای بخشیدن دارند
خداوند گفت:این مخلوق عظیم فقط یک عیب دارد
فرشته پرسید:چه عیبی ؟
خداوند گفت:قدر خودش را نمی داند

++++

در مسیر زندگی  همواره زنان نادیده انگاشته شده بودند و براستی اینک به یاری انفجار اگاهی و فراهم بودن نسبی شرایط برای حضور درست و کارامد زن اینک شایستگی را باید ببینیم.

++++

روز والنتاین هم به پایان رسید بد نیست بدانیم در این وانفسای فرهنگی که دین و تشیع الگوهایی ناپذیرفتنی را تبلیغ می کند؛ گاهی به دامان ارزش های غربی می افتیم در حالی که ما در فرهنگ خودمان روز پنجم اسفند روز ستایش زن و زمین را داریم.

راستی  این روز ها ترانه آینه و زمین از ژولیت را می شنوم  و لذت می برم

به یاد فروغ هستم که چه ظریفانه و اولین بار ازاینگونه نگاه زن به مرد می گوید:

...و به یادآورمرا برخطوط مهربان زیر چشمانت... 

به باور من از این زاویه مهربانی را دیدن  شگفت انگیز است


 
4 بهمن 1386
ما گوهرانیم که...

یکی ابلهی شب چراغی بجست
که با وی بدی عقد پروین درست
درخشان تر از ماه و خورشید بود
سزاوار بازوی جمشید بود


خری داشت آن ابله کور دل
که با وی بدی جان خر متصل
چنان گوهری را که ناید به دست
شنیدم که بر گردن خر ببست


من آن گوهرم بخت ناسازگار
مرا بسته بر گردن روزگار

این روزها آخوندها همه چیزها و جریان ها را به نفع تشیع کانالیزه می کنند و برای فرهنگ سازیشان از برنامه های درسی و کانال های تلویزیونی گرفته تا کوچه و خیابان از بام تا شام دروغ افشانی می کنند . و برای پیشبرد اهداف خود شگفت انکه از فردوسی و مولوی و زنان و جوانان هم به نفع خود مایه می گیرند. تاریخ را بخوانیم  ...  قرن ها مثنوی مولوی را ناپاک می دانستند و پیکر فردوسی و حافظ را به گورستان مسلمانان راه ندادند و ابن سینا را تکفیر کردند و یکی از اعتراضات خمینی به برنامه های شاه آزادی رای بانوان بود .... اما امروز چنان وانمود می کنند که همه این خوبی ها از اسلام و روحانیت ریشه گرفته .

در این شیوه  هنگامی که موردی مقبولیت مردم را داشت  دیگر نباید با ان مبارزه کرد بلکه ان را تضعیف نمود و خود را در ان دخیل کرد تا به نحوی حضور همیشه مزاحمشان را از خاطره ها بزدایند .

 اما تاریخ حکم اینه دارد هر آینه....


ما در این دوره بسیار سهمگین که در سراسر گیتی مردمان رو به آزادی و شادی و پیشرفت دارند با ابلهانی مرتجع روبروییم و چون گوهران ارزشمند بر گردن خران اویزانیم .....اما چنین نماند و چنین هم نخواهد ماند مگر نه؟


   1      2      3      4      5      6      7      8      9      10    >>
برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود را وارد کنید
نام کاربری
 
شمارشگر : 226805


Powered by BlogSky.com

آخرین یادداشت ها